پنجاهوهفتی و سودای معنویت
اگر عدۀ اندکی که از انقلاب ۵۷ به سودهای کلانی دست پیدا کردند را کنار بگذاریم، با احتمال بسیار زیادی میتوان یقین داشت که بانیان و حامیان و وفاداران انقلاب ۵۷ (همان پنجاهوهفتیها) از اینگونه اندیشهورزی فاصلۀ زیادی داشتند و قادر نبودند میان امور مادی و معنوی تفاوت قائل شوند، نمیدانستند سیاست امری مادیست و برای برآوردن توقعات مادی افراد یک جامعه به کار میرود و نیز نمیدانستند چگونه باید مسائل مهم خود را بر اساس اصلیترین هدف مرکزی آن اولویتبندی کنند و آسیب فقدان چنین روشی در تفکر نهتنها بر خودشان بلکه بر چند نسل آینده هم تأثیر گذاشت.